دفتر یادداشت روزانه دختر: میدونی کِی فهمیدم خیلی تنها شدم؟؟ موقعی که با دوستام نشسته بودم و همه با گوشی هاشون تو دستشون مشغول بودند و من تنها با فنجان بازی میکردم هرگز نفهمیدم فراموش کردن دَرد داشت یا فراموش شُدن ........ به هر حال دارَم فراموش میکنم......"فراموش شُدنم را ". بعضی آدم ها؛ + به بعضیا باید گفت: رفتـی؟؟؟؟ خـب پـس از جـوب برو تا در جریـان باشی! اینجا ایــــــــــــــران است ... اگه مرد بودن به بالا بودن تعداد سکساتِ تو مرد نیستی ... کاش گاهی مرد بودم می شد تنهاییم را به خیابان بیاورم عشقي كه ميرود را بدرقه كن.. آنگاه كه غرور كسي را له ميكني, هرچه مغرور تر باشـــــی ، و هرچه دســـت نیـــافتنــــــــــــــــــی باشی ، بیشتر به دنبالت می آیند... امان از روزی که غــــــــــروری نداشته باشی، و بی ریا به آنها محبت کنی... انوقت تـــــورا هیچوقت نمیبیند... ســــاده مــטּ هــمــانــم ... خــوبـــ تــمـــــــــــــــــاشــا کـــטּ ... حــواسمــون بــاشـه ... صـدای تـپـش قلبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مـن نـیـسـتــــ این عـشق بازی فقط تـوی رخـتخواب نــیست خبــــ مردمانـــــ حسود ای مــــرد! به این جمله،عبارت،حرف!!“مگه به من اعتماد نداری که…” به سلامتی پسری که به عشقش گفت:اگه بری مرا دختر خانوم می نامند نـگـاه کـه هـرزه بـاشـــدحـجـاب هـم کـه داشـتـه باشـی آنـجــور کـه دلم خوش نیست غمگینم شاید نمیدانی... من یک دخترم....!!! تنهایی هم مد شده.. می گویند : سـاده نیست . . . همــــه ادعــــــآ دارن طعمـــ خیانتـــ را چشــــیده انـد .. آره راست میگن سنگم..... آری... او هـــــم آدم اســـــت بهش بگی دوسش داری دختر: یعنی چی خسته شدی؟
امروز باهاش بهم زدم بهش گفتم از اینکه باهاش هستم خوشحال نیستم ...
فکر کردم بهم میگه نرو بمون...اما اون گذاشت که برم...
به همین راحتی کسی رو که این همه دوسش داشتم و منتظرش بودم از دست دادم...
دفتر یادداشت روزانه پسر:
امروز باهام بهم زد گفت از اینکه باهامه خوشحال نیست ...
انقدر خرد شدم که نتونستم بگم چرا ؟!
میخواستم ازش بخوام که نره اما وقتی با من خوشحال نیست نمیتونم به زور نگهش دارم...
به همین راحتی دختری رو که انقدر عاشقش بودم از دست دادم...
+ نتیجه غروراین شد: تنهایی
دستشو گرفتم آوردمش پيشت گفتم من فقط اينو ميخوام؟
گفتي اين نه...
بهتر از اينو واست گذاشتم كنار
پامو كوبيدم زمين و گفتم من همينو ميخوام
آروم تو گوشم گفتي آخه اون ازمن
قوله يكي ديگه رو گرفته.....؟؟؟
" آینــــده ای " خواهـــم ساخت که ,
" گذشتــــه ام " جلویــــش زانــو بزنــــد ...!
قـــرار نیـــســــت مــــن هــــم دلِ کس دیـــگری را بســــوزانم ...!
برعـــــکــــس کســــی را که وارد زندگیــــم میشــــود ,
آنـــقـــدر خوشبخت می کنــــم کـــــه ,
به هـــر روزی که جــای " او " نیـستـی به خودت "لعنـــت " بفـــرستـی
پـسـر: آره خوشکه (تو دلش: امّا تو هنوز زیباترین دختری هستی که من میشناسم)
دخـتـر: شنیدم دختـر منـطقی و روشن فکریه (درست اون چیزی که من نبودم )
پــسـر: آره همینطوره(ولی در مقایـسه با ''تـو'' اون هیچی نیست)
دخــتــر: خُب پـس امیــدوارم شُما دوتا باهم بمونید(کاش مادوتا باهــم می موندیم)
پــســر: منم برات آرزوی خوشبـختی دارم(چرا این پایان رابـطه ماشد؟)
دخــتــر:خُب.......من دیگه بـاید برم (قبل از اینکـه گـریه ام بگیره)
پــســر: آره منم همینطور ( امـیـدوارم گــریــه نــکـنـی)
دخــتــر: خــداحــافــظ...(هنوز دوست دارم ودلم برات تنگ میشه)
پــسـر: باشه خداحافظ (بخدا که هیچوقـت عشقـت از قلبم بیرون نمـیره...هـرگز )
خدایا !!! حواست هست ؟؟؟
حواست هست خدا؟ صدای هق هق گریه هام ... از گلویی میادکه تو گفتی از
رگش به من نزدیکتری !
حواست هست خدا؟ ... هر وقت صدای شکستن خودمو شنیدم ....گفتم باشه
منم خدایی دارم...
حواست هست خدا؟ از بچگیتا الان هر وقت زمین خوردمو به سختی پاشدم
یه جمله شنیدم "غصه نخورخدا بزرگه"
حواست هست خدا؟ حواست هست هر روز باهات درد دل میکنم؟
حواست هست غصه هام داره سنگینی میکنه؟
حواست هست خیلی وقته چشام بارونیه؟
حواست هست نفس کم آوردم؟خدایا نفس میخوام خوشی میخوام ...
زندگی میخوام ... خدایا یه خنده از ته دل میخوام ...
خدا خیالت راحت ، بازم قلبم شکست..!
چگونه میتوانند خیانت کنند؟!
چگونه میتوانند با دیگری بخوابنند؟!
من بالشم را که عوض میکنم دیگر خوابم نمیبرد
+ به بعضیا باید گفت: هـــوی .... کنجـد زیاد بخـور؛ میگـن واسه حافظه خوبه....
شاید یادت اومد چه خوبی هایی در حقت کردم!
+ به بعضیا باید گفت: اول اینکه به ما نمیخوری...بعدشم اگه خوردی، به مانـــع
میخوری! آرههههه!
+ به بعضیا باید گفت: اون خری که تو چشمای من دیدی، سایه ی خودت بوده...
شک نکن!
+ به بعضیا باید گفت: رفتــی؟؟؟ به درک! فقط از کنـار برو قاطی
آدما نشی یوقت!!
+ به بعضی ها باید گفت:ببین...!! بـا اعصاب من بـازی نکن،بخـوام باهات بـازی
کنــم،شهربـازی میشیا!
جایی کهــــ مردان برای ابراز علاقهــــ بهـــــ جای دوستت دارم
میگویند خونهــ خآلی دارم...
اگه مرد بودن به کافه نشستن و قلیون کشیدن و عکس داشتن با لیوان مشروب بر میگرده تو مرد نیستی..
اگه مرد بودن به اینه که تو جمع های پسرونه خاطرات سکس هرکی بیشتر بود و هرکی راحت تر تن و بدن
دخترمردم رو نقل و نبات کرد تو مجلس تو مرد نیستی...
اگه مرد بودن به اینکه دوست دخترات خرجت رو بکشن و این برات افتخار باشه شرمنده اخلاقت بازم تو مرد
نیستی...
اگه مرد شدی که بتونی آبرویی رو از ریختن نجات بدی...
اگه مرد شدی که تکیه گاه یه آدم ضعیف تر از خودت باشی...
قدرت مرد بیشتر از جولون دادن خالی تو رختخوابه ...
مرد باش نه نر!
و نگران نگاه های مردم نباشم کاش گاهی مرد بودم
می شد شادی ام را به کوچه ها بریزم با صدای بلند بخندم
و هیچ ماشینی برای
سوار کردنم ترمز نکند...!!!
دلتنگي كن
جايش را زود پرنكن.
به او ساعت ها فكركن..به رفتنش به ماندن توبعداز او..
خاطرش را عاشقانه ياد كن.
نه كه او آنقدر باارزش باشد..هر چه هم مفت بود امادل خودت راهرز نكن.
نگذار مهمانسراي مسافرهاي يك روزه شوي وعادت كند كه رفت..خاموش شودو
بهانه نياورد.
اما بياموز كسي كه تورا بااين غمها تنها گذاشت هرگز
ارزش ماندن دركنارتوراديگر ندارد..بگذار دلت هميشه مغرور عشق بماند و به خواري
نيفتد..
هرگز براي آني كه هيچت شمرد هيچ باقي نگذارجزافسوس خوردن براي عشقي
كه به او داشتي....
آنگاه كه كاخ آرزوهاي كسي راويران ميكني,
آنگاه كه شمع اميدكسي راخاموش ميكني,
آنگاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري,
آنگاه كه حتي گوشت راميبندي تاصداي خردشدن غرورش رانشنوي,
آنگاه كه خدارا ميبيني و بنده خدارا ناديده ميگيري,
ميخواهم بدانم..
دستانت را بسوي كدام آسمان دراز ميكني تا براي خوشبختي خود دعا كني؟
تشنــــــــــــــــــه ترند برای با تو بودن...
از کـــنارت عبور میکنند... !!!
בخــتــرے کــــﮧ بــراے داشــتــنــتــــ
تــمــامــ شــبـــــــــــــ را بــیـــבار مـــے مـــانـــב
و بـــا تــوئــے کـــﮧ نــیســتــے حــرفــــ مــیــزنـــد
و چــشــمــــــــــانــش را مـے بـنــבב و تــنــهــا آرزویــش را
بـراے هزارمــیــטּ بــار بــﮧ خــבا یــاב آور مــے شــوב
خــבا هــم مــثــل هــمـیــشــﮧ لــبــخــنـــــــــــבمــے زنـــב
از ایـــטּ کــﮧ تــــو آرزوے هـــمــیــشــگــے مــטּ بـــوבے.....
دل آدما ...
شیشـه نیست که روی آن ...
هــــــا کنیم ...
بعد با انگـــشت قــــلب بکشیم و ...
دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده
برای عکس هایی که پاره کردم و سوزانـدمشان...
برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم...
حــتــی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند
و خــیــلــی دیــــــر شناختمشان...!
برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش...
خنده هایی که دارم فراموششان می کنم
و برای خودم که حالا دیگـر خیلی عوض شده ام !!!
صـدای بــی خـیـال دویـدن تـوسـتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ڪہ بــی مـحـابـا در سـیـنـہ امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پـرسـہ می زنی
بی انـصافــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ڪـمی آرامـتـر گـامــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بـردار
مـگـر نـمی دانی آنـجـا ڪہ تـو جـولانمی دهی
دیـواره هـایـش نـازڪـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شـده انـد
شـڪـنـنـده تـر از هـمـیـشـہ....!
عشـق بازی میتـونه دقـیقن اون لحظه ایی بـاشه که
یـه زن با دقـت آستـین ِ مرد رو سه تا مـیزنه که تا بالای آرنــج بـیاد .....
و یـا وقتی مـرد مـوهای زن مـورد علاقشو با دستاش میفرسته پشت گوشش ...
و فـقط و فـقط یه نـگاه مـعامله مـیشه ....
که به هـمون نـگاه مـیشه جـون سـپرد تـا آخـر ِ عــمر...
چرا ساکتـــــ نشسته اید...؟
بروید بهــــ کارهایتانــــ برسید
نگرانـــــ نباشید او دیگر خیالــــ بازگشتنـــــ ندارد
کم پُک بزن به اون سیگــــار لعنتــــی
از چـــی خجالت میکشـــی؟بخـــاطر چـــی؟
هه...به خاطر دوست داشتن خجالت نکش!
اونی باید خجالت بکشه ، که میدونه دوسش داری ،
اما هــــرزگـــی بـــا یه هـــرزه رو بیشتــــر دوست داره...!!
توخجـــالت نکـــش
از زبان کسی که می گوید دوستت دارم!
جوابش این خواهد بود:آری اعتماد ندارم،نه به خودت،نه به حرفایت،نه به
قسم هایت.
میشی اسم"دخترم"
اگه بمونی میشی "مادرش"...
غروری دارم که برای تنها نبودن، له نمی شود
احساسی دارم که با منطق گدایان نمی سازد
قلبی دارم که هنوز تیزی خنجر نامردی را نخورده است
وزیبایی هایی دارم که حراج چشم های بیگانه نخواهد شد!!!
مـیـخـواهـد تـو را تـصـور مـیـکـنـدپـس فـکـری بـه حـال مـغـزهـای
فـاحـشــه کـن نـه حـجـاب ...
کسی شاید نمیفهمد کسی شاید نمیداند
کسی شاید نمیگیرد
مرا از دست تنهایی
تو میخوانی فقط شعری و زیر لب آهسته میگویی ...عجب احساس زیبایی تو هم ...
هی پسر....!!!
من یک دخترم....!!!
یک انسانم....
همانند تو....!!!
اما....
عقاید پدربزرگانمان، نگاه هیز مردمانمان.....
مرا متفاوت از تو میخواند.....!!!
تفاوتی که هیچوقت لمسشان نکردم......
اصلا کدام تفاوت....؟؟؟
من ابرو برمیدارم.... توام برمیداری....!!!
آرایش میکنم....توام اینکا رو میکنی....!!!
گوشواره میندازم....توام میندازی....!!!!
لوس حرف میزنم...توام میزنی....!!!
من و تو تنها یک تفاوت داریم...!!!
دوستی من با یک پسر، دوست داشتنش، هم اغوشیش، بوسیدنش....
یعنی.... فاحشگی....!!!
اما... برای تو... یعنی... آزادی.... جوونی کردن....!!!
من یک دخترم...!!!
حتی اگر فاحشه باشم....!!!
کارهایم زنانه است...!!!
افکارم زنانه است...!!!
دوست داشتنم زنانه است...!!
تکیه کردنم به یک مرد زنانه است....!!
من با تمام تفاوت ها پای جنسیتم، زنانگی ام ایستاده ام.....!!
اما تو چی...؟؟؟
مردانگی ات را به چه میفروشی....؟؟
من یک دخترم....!!!
فاحشه یا باکره فرقی ندارد.....!!
من ب جنسیتم افتخار میکنم.....!!
همه به هم خیانت میکنند و بعد داد می زنند
که ... '' تنهاییم... ''
گذشتن از كسى كه گذشته هایت را ساخته و آینده ات را ویران كـرده ...!!!
امـا من گذشتم . . .
همــــﮧ ادعــآ دارنـ ڪـــه بـدـے را بــه چشــمـــ دیده انـد ..
همــــﮧ ادعا دارنـ ڪـــــه تنــهایــے را ڪـــشیده انـد ..
پـس ڪـیـستـ ڪـــه ایـن دنیـــآ را بــﮧ گنــــد ڪـشیده استـ؟
!شایـد منمـــ ... !!!؟؟
من همان دختر تخس بداخلاق مزخرفم!!
که همگان میپندارند بتی هستم!
اما همان ها چه میدانند از درون من!
که کوهی از احساس مرده،در آن مدفون است..! مگر دل کوچک من چقدر تحمل دارد؟
اگر دوســـــتت دارم هایت را نشـــــنیده گرفت
غـــــصـــــه نـــــخور
اگـــــر رفـــــت گـــــریـــــه نـــــکـــــن
یـک روز چــشــم های یک نــفـــر عاشــقــشمیکند
یک روز لبخـــــــــــنــد یک نفر عاشــقـش میکند
یک روز معــــنی کــــم محــــلی را مــــیفهمد
یک روز شکــــستن را درک مــــیکند
آن روز میـــــفهـــــمـــــد کـــــه
آه هایی کـــــه کشـــــیدی از ته قلبـــــت بوده . . .
پـــــررو میـــــشه و میــــره
بهش نگی دوستش داری
نــــاامیــــد میشه و میره
بهــــــش محـــبــــــت کنــــــی
خوشی میزنه زیر دلش و میره
بــــهـــــــش مـــحبــــت نــــــکنـــــی
از یکی دیگه محبت میگیره و میره
خــــلاصــــــه اومده که بره
خودتــــو خــســتــه نـــکن…..!
پسر : خسته شدم از دوستی باهات... نمیتونم !!
دختر : مگه نمیگفتی عاشقمی؟ نمیگفتی هیچوقت ترکم نمیکنی؟
پسر : من دیگه نمیخوام دوست باشیم. برووو
دختر : چرا؟ مگه من چیکار کردم؟
پسر: بزرگترین کارِ ممکنوووو!!
عاشقم کردی. عاشقِ خودت!! برو ...
برو با دنیای مجردیت خداحافظی کن...
میخوام خانومم بشی.. همسرم.. تک بانوی خونم
نه دوستم !
خدايا يادت هست؟؟
شــک نکــــن ...!
دخـتـر: دوست دخـتـر جدیـدت خـوشـکله؟ (تـو دلـش: آیـا واقـعـا از من خـوشکل تـره؟)
בخــتــرے کـــﮧ زانــو مـیــزنــבلــبـــﮧ تــخــتـــش
تـو را بــــــــــــــــــــــــــــــــــخــــدا